هیچ به روز رسانی را از مهدی از دست ندهید!

گفته‌ها

  1. بازگو شده توسط  
    1393/10/4 - 15:25
    مثل اناری که از درخت بیفتد
    در هیجان رسیدن به کمالم
    هر رگ من رد یک ترک به تنم شد
    منتظر یک اشاره است سفالم...
  2. بازگو شده توسط  
    1393/10/3 - 13:20
    ما در هيچ حال
    قلب هايمان خالی از غم نخواهد شد
    چرا که غم
    وديعه يی ست طبيعی
    که ما را پاک نگه می دارد
    انسان های بی اندوه
    به معنای متعالی کلمه
    هرگز " انسان " نبوده اند و نخواهند بود
    از اين صافی انسان ساز نترس ...

  3. بازگو شده توسط  
    1393/10/2 - 17:35
    باران
    اکسیر عاشقی ست می بارد
    و به هم نزدیک می شویم
  4. بازگو شده توسط  
    1393/10/1 - 14:12
    دکتر شفیعی کدکنی در بی‌آرتی چمران
  5. بازگو شده توسط  
    1393/09/30 - 18:15
    اما برای من
    هرشبِ بی تو
    یلداست..

    منی که
    زیر حافظ ِ چشمانت
    یادت را
    دانه
    دانه
    می‌کنم.

    - سید محمد مرکبیان
  6. بازگو شده توسط  
    1393/09/30 - 17:30
    در گذر از عاشقان رسید به فالم
    دست مرا خواند و گریه کرد به حالم
    روز ازل هم گریست آن ملک مست
    نامه تقدیر را که بست به بالم...
  7. 1393/09/30 - 11:20
    نپرس، کاشفِ پیر است و رازهای بزرگ
    نگفتنی‌ست تهِ قصّه‌ی زنی با من
    تلاطمِ چمدانِ معطلی با توست
    هوای غم‌زده‌ی راه آهنی با من
  8. بازگو شده توسط  
    1393/09/30 - 08:35
    چه عاشقان که نبودند بر زمین تو و من
    رسیده است پس از سال ها زمان من و تو
  9. بازگو شده توسط  
    1393/09/29 - 14:20
    هیچ چیز از رمز و راز آن نفهمیدآخرش
    هرکسی در عشق فکر چند و چونش بوده است
    چشم من چون کشتی نوح است در آن پا گذار
    جای بیرون منتها دریا درونش بوده است
  10. بازگو شده توسط  
    1393/09/27 - 12:15
    حال اما خود شنیدم از کلاغی روی سیم
    قدر یک ارزن نمی ارزم برای روستا
    کاش یک تابوت بودم کاش آن نجار پیر
    راهیم می کرد قبرستان به جای روستا